توی شلوغی اینجا
اینجا اون قدر شلوغ هستم که نتونم چیزی بنویسم. حواس جمع که بماند
اما مرض نوشتن نمیذاره که آروم باشم و "وقت"ی که هیچ وقت خالی نیست مجال نوشتن
پس در همین حال و هوای میان زمین و هوا و میانهی دو هیچ، همین طور اشارهای کنم که امروز، به جز مسلمانانی که هر روزه با هم سر و کار داریم، هم با مسیحیها کارم افتاد و هم با یک یهودی گفتو گویی داشتم. باید قبول کنم که دنیا کوچک شده. روزگاری اگر وقتی شد و حالی موند، توضیحش خواهد داد.
این پاره نوشته، یه جورایی بیشتر برای تست کردن بود تا .... بگذریم
